سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
644
تاريخ ايران ( فارسى )
روز سردار نصرت با عدهاى از نجباى كرمان باستقبال ما آمده و ما را از وسط بازار كرمان با كمال احترام عبور دادند . ادارهء تلگراف و بانك بسرعت شروع به كار كردند . شهر كرمان يك مرتبه امنوامان شده و آشوبطلبان يا فرار كرده و يا ناپديد گرديدند . يكى از ملاكين كرمان به من گفت تا شب قبل از ورود شما سى تن از رعاياى خود را براى محافظتم گذارده بودم ، ولى بعد از ورود قواى شما شبها بدون هيچ پاسبانى براحت خواب ميكنم . ورود نيروى بريتانيا در كرمان و خوشآمد و استقبال شايانى كه از ما به عمل آمد يكى از واقعاتى است كه از چند جهت داراى اهميت است . نخست اينكه آن نشان داد كه دولت انگليس تصميم گرفته است كه باستقرار امنيت در طرف جنوب و اعادهء نظم و انتظام در آن صفحات دولت ايران را يارى كند ، در صورتى كه اين امر ايادى سفير انگليس را در تهران تاييد و تقويت مينموده است . چيزى كه اهميت آن شايد بيش از همه باشد تأثير اين قضيه در بلوچستان و افغانستان بوده است . چه وقايع ايران عكس العملى كه در اين اماكن و بلاد بخشيد زياده از آن مقدارى بود كه عموما تصور ميكردند . ذكر اين نكته خالى از اهميت نيست كه مسئلهء استقرار امنيت و آسايش در جنوب ايران و اعادهء نظم در آن صفحات بدست آرتش انگليس وضعيت سرحد افغان و شمال غربى هند را بهبود بخشيد و بر رونق آن افزود و موقع داد كه از قواى آن نواحى براى امداد بخارج فرستاده شود كه در غير اين صورت لازم بود تمامى آنها را در خود هند به منظور دفاع داخلى نگاهدارند . عزيمت به يزد 220 ميل پس از ورود نيرو بكرمان به زودى تصميم حركت بشيراز گرفته شد . براى رفتن بدان صوب دو راه است كه يكى از آن دو كه من آن را پسنديدم در امتداد خط تلگراف يزد و از آنجا از خط اصفهان و شيراز كه در ده بيد متصل مىشود واقع بود . در اين راه اولا اطمينان داشتم كه آذوقه و خواربار فراهم خواهد شد و ديگر ارتباط بين ما با مقامات سياسى و اولياى امور محفوظ مىباشد . اما جادهء سيرجان و نيريز يعنى راه ديگر البته بشيراز نزديكتر بود ولى در اين راه سيم تلگراف نبود و نيز معلوم نبود سيورسات يعنى آذوقه و عليق وجود داشته باشد و در صورت يافت شدن هم احتمال خطر در ميان بود . حتى گزارشى كه از اين راه رسيده بود اشعار داشت كه به زحمت ميتوان خواربار بدست آورد . بعلاوه اين راه از آباديهائى ميگذشت